تبليغاتX
دختــــــر آريــــــــــايــــــــي
_
 

|+| نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه دوم اسفند 1386  |
 نقدی بر داريوش همايون

آيا انتخابات می تواند جای رفراندوم را بگيرد؟چرا آخوندها 28 سال پابرجا ماندند؟ چرا هميشه اين شعارها زمانی مطرح می شود که رژيم ملايان در تنگنا است؟ هميشه در شگفت بودم که چگونه ايرانيانی که مدعی روشنفکری نيز هستند می توانند خطای بزرگ انجام دهند؟ آيا آگاهانه يا نا آگاهانه؟

از اين جمله آقای داريوش همايون آغاز می کنم.

احتمال حمله از میان رفته است و دیگر ضرورتی به ایستادن در کنار هیچ دشمن ایران، بزرگ ترین شان جمهوری اسلامی، نیست.

خوب دقت کنيد. می گويند اکنون که احتمال حمله از ميان رفته ديگر نيازی به ايستادن در کنار دشمنان ايران که آخوندها بزرگترين دشمن نيز قلمداد می شوند، نيست...! اين بدان معناست که تا چندی پيش که خطر حمله وجود داشته و آقای همايون و هم کيشان و انديشان ايشان در کنار آخوندها بر ضد آمريکا ايستاده بودند. وقتی آخوندها بزرگترين دشمن ايران قلمداد می شوند چگونه می توان به بهانه ترس از جنگ، آنهم جنگی که ريشه آخوندها را می زند، يا به بهانه تماميت ارضی در کنار بزرگترين دشمن ايران ايستاد؟ در آنجا می خوانيد که حالا که احتمال جنگ از ميان رفته است.!!!!

شگفتا که اين اطمينان از کجا برای آقای داريوش همايون نازل شده؟! در صورتيکه هم خانم رايس و هم جورج بوش در اسرائيل همين ديروز اعلام کردند که هنوز گزينه نظامی بروی ميز است؟ يادم نمی رود که آنروزی که فرياد رفراندوم هوا رفت فردای آنروز تونی بلر نيز به حمايت آن پرداخت...!البته آقای داريوش همايون اين شعار را که در کنار آخوندها بر ضد آمريکا خواهند جنگيد در شهر آخن آلمان همراه با چند برگ سوخته و تحفه چپ که ميهمان حزب در کنگره ششم بودند زدند.

بنده با نظر آقای داريوش همايون عليه تجزيه طلبان موافق هستم ولی اين دليل نمی شود که باز مردم را يا يک جريان سياسی را از ترس تجزيه به دامان يا در کنار جمهوری اسلامی بکشانيم. حرف تجزيه در ايران اصلا مطرح نيست فقط از زبان چند حزب يا گروه برون مرز برون می جهد. ما اين اصل را نيز خوب می دانيم که هيچ حزب يا سازمانی در برون مرز نماينده مردم ايران نيست. وقتی ما اين اصل مسلم را می دانيم ديگر نيازی نيست آنها را نيز بزرگ بنمايانيم.

بطور مثال چه کسی نماينده مردم کرد است. آيا نماينده مردم استان کردستان در مجلس شورای اسلامی؟ کموله يا دمکرات؟ در سخنرانی احمدی نژاد در کردستان ديديم که چندين هزار از همان مردم کرد نيز حضور داشتند.پس بنابراين حزب رسمی يا نمايندگان مردم در حکومت آينده ايران آزاد پديدار خواهد گشت.

تنها وظيفه ايرانيان برون مرز با هر نام و نشانی که يدک می کشند تلاش برای سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی که به اصطلاح آقای همايون بزرگترين دشمن ايران است. حال من چگونه بايد در کنار اين بزرگترين دشمن ميهنم بنشينم، خدا داند. باز دوباره. وقتی آقای همايون ميداند که هيچ حزب يا سازمانی نماينده مردم نيست چگونه و با کدام پشتوانه می گويد که اگر آمريکا حمله کند ما (يعنی حزب مشروطه) با تمام قوا در کنار آخوندها در برابر آمريکا می ايستيم؟!

با کدام نيرو می خواهيد در برابر آمريکا بايستيد؟ آيا چنين تصميم گيريهایی ضربه به اتحاد و يکپارچگی اپوزيسيون نمی زند؟ يا با چنين تصميماتی نيت برآن است که خود يا حزب را ميهن پرست تر از سايرين جلوه دهيد؟بجای سخن گفتن ازتحريم انتخابات در لفافه از انتخابات آزاد سخن می رانيد! اين جمله شماست.

با اینهمه برای آنها که می خواهند در انتخابات مجلس، نه دیگری به دارو دسته آخوند و سپاهی بگویند موضوع اصلی انتخابات، شعاری که بیش از همه با شرایط کنونی مناسبت دارد، شعار نه جنگ نه برنامه اتمی است. برای گروه تندرو آخوند-سپاهی نیز مسئله اصلی برنامه اتمی است که می خواهند آن را به بهای جنگ هم شده پیش ببرند

آری. يعنی پای صندوق برويد ولی به کس ديگری رای دهيد! شايد همان خاتمی که شما آقای همايون در دور اول از ايشان حمايت کرديد؟ ديديم که بيشترين کشتار پنهان در زمان خاتمی شد. راه راست يکی است نه دوتا. نه مطلق گفتن به نظام ديکتاتوری ضد ايرانی. اين حرکت کج دار و مريز يا دوپهلو است اپوزيسيون را گيج و گمراه می کند. چه بسا بسياری از آقايان مدتی نه تنها حزب بلکه شاهزاده را نيز با ارائه تئوريهای سفسطه بجای فلسفه به بيراه کشاندند. خوب وقتی جمله را دوباره بخوانيد در می يابيد که به گونه ايی مردم را به پای صندوق رای می کشاند.

يعنی اگر می خواهيد به احمدی نژاد و سپاه نـــــــه بگوييد به خاتمی و رفسنجانی رای دهيد.!!! همان خاتمی که آقای همايون پيشتر از ايشان حمايت کرد. اينکه بجای رفراندوم که شعار فراگيرتری نيز می باشد، حتی اگر شدنی هم نيز نباشد، چگونه با چند درجه تخفيف تن به انتخابات می دهيد؟ انتخابات ديگر تماميت آخوندها را مانند رفراندوم به زير سئوال نمی برد. بلکه برعکس يعنی آخوندها نيز می توانند در انتخابات شرکت کنند و در آينده يک زندگی مسالمت آميز در کنار جانيان داشته باشيم.!

آری اينگونه برخوردهاست هيچگاه نگذاشت اتحاد به ميان نيروها ضد جمهوری اسلامی راه يابد. اينگونه برخوردها بودند که نيروهای ميهن پرست را با انگ زدن که آنها حاليشان نيست و فقط سلطنت طلب هستند و ووو متحد نساخت. يک روز اصلاح طلبی، يک روز رفراندم حالا هم شعار دل فريب و دل ربای صلح و انتخابات آزاد.!!

نمی دانم کدام انتخابات آزاد در سايه کدام حاکم؟

خوب بخوانيد اين جمله خامنه ايی در ديروز است.19 دی ماه

رهبر انقلاب اسلامي اظهارات برخي ديگر از افراد را مبني بر دعوت از ناظران بين المللي و دشمنان ايران براي نظارت بر انتخابات، بي شرمي و بزرگترين جسارت به ملت ايران خواندند و خاطرنشان كردند: مسئولان اجرايي و نظارتي انتخابات همواره به وظيفه خود در حفظ امانت آراي مردم به خوبي عمل كردهاند و در انتخابات مجلس هشتم نيز به همين صورت خواهد بود.

زمانی که ما ميدانيم انتخابات آزاد شدنی نيست يا نظارت بر انتخابات شدنی نيست، چرا دوگانه در پيشگاه مردم ايران برخورد کنيم؟ اگر کسی شهامت آنرا نداشته باشد با مردم روراست باشد، مردم خود نقاب از چهره برخواهند داشت. در جاي ديگر دشمنان نظام جمهوری اسلامی را سرخورده و مايوس نشان می دهيد.آنها نمی توانند تلخی خود را پنهان کنند زیرا چه آشکار و چه در نهان همه امیدشان به سرنگون کردن رژيم، بر دشمنی امریکا با جمهوری اسلامی بسته بود و در میانشان کم نیستند کسانی که سرخورده به کناری می روند و سودی در مبارزه نمی بینند. از آن میان عناصری که در انتظار حمله امریکا خواب جانشینی جمهوری اسلامی را می دیدند وضعی از همه بد تر دارند.

ضد نظام جمهوری اسلامی هميشه سربلند است. مايوس و نا اميد بايد کسی باشد که در کنار بزرگترين دشمن ايران می نشيند و با آمريکا قصد جنگ دارد. ما دشمنان ايران را خيلی خوب می شناسيم. چه آنهايی روسی باشند چه آنهايی که با شير خشک انگليسی بزرگ شده باشند و چه کساني مانند ابراهيم يزدی که رابط آخوندها با آمريکاست. ايران برای ما عزيز است. ما خواهان جنگ نيستيم. ولی اگر جنگی رخ دهد، مگر کاری از دست شما و بزرگتر از شما برمی آيد؟؟

جهان با آن همه همايش ضد جنگ نتوانست جلوی جنگ عراق را بگيرد. بزرگترين هنر ما بايد اين باشد که يک اپوزيسيون پاک و ضد جمهوری اسلامی باقی بمانيم. رژيمی که از اقتصاد گرفته تا فرهنگ ملی ايرانيان را به نابودی می کشاند. با ترساندن اپوزيسيون از تجزيه طالبان و کشاندن آنها در کنار رژيم برای يک همزيستی مسالمت آميز با ملايان پاسخ تاريخی را در پی خواهد داشت. همانگونه که انگليسيها آمريکا را متقاعد کردند که اگر حالا از خمينی حمايت نکنيم ممکن است روسها توده اي ها را بر سرکار بياورند. با اين استدلال شاه را بکنار کشيدند و ايران به اين روز افتاد.

شما که ديگر بايد بهتر بدانيد جناب داريوش همايون. زيرا شاه شما را بخاطر برهم زدن آرامش کشور بازداشت کرده بود. من شما را خيلی بهتر از آنکه شما فکر می کنيد می فهمم. زيرا من از ابتدا سازمان تا حزب شدن مشروطه همراه بودم. تلاش شما اين است که از خود يک ستارخان و يا باقرخان دوم در تاريخ ايران بجای بگذاريد و جاودانه بمانيد. اين احساس بمن وقتی دست داد که داشتيد در پالتالک در تاريخ 5 ژانويه 08 با تجزيه طالبها سخن می گفتيد. ديديد که چگونه شما را نيز به باد ناسزا گرفتند.

شما در آنجا گفتيد که اين يک وظيفه ملی است که من بر دوش دارم و بايد به نسل ديگر بسپارم! کدام وظيفه؟ چه کسی اين وظيفه را محول کرده؟ آيا اين تنها شما هستيد که وظيفه ملی داريد؟ هر کسی از گمان خود بگونه ايی خود را ملی می داند و وظيفه ملی گرایی دارد. جبهه ملی ها که به پا بوس خمينی رفته بودند. چپ ها. تجزيه طلبها، مجاهدين خلق و......

هر کسی از گمان خود شد يار ايران. برخيها گمان می کنند که مردم ايران مانند مردم سوئيس يا سوئد هستند که بتوان دمکراسی را در آنجا يک شبه پياده کرد. در سوئد و سوئيس مردم تاسوعا عاشورا قمه نمی زنند. در آنجا زن را موجود دست دو نمی دانند. قتل ناموسی نيست. آری تاريخ گواه خيلی چيز ها بوده و خواهد بود.

در پايان پرسشی از شما دارم آقای همايون. اگر گردش زمانه برخلاف نظر شما شد، آيا باز هم به کار سياسی خود ادامه خواهيد داد؟ مثلا شما گفتيد جنگ نمی شود. حال آمديم و جنگ شد. آنگاه چکار می کنيد؟ همانگونه که از خاتمی دفاع کرديد و طور ديگر از آب درآمد. از اين جهت می پرسم زيرا در ايران برعکس جهان آزاد وقتی سياستمداران ما اشتباه بزرگ می کنند از صحنه سياست نه تنها بيرون نمی روند بلکه با توان بيشتر تازه تشنه قدرت می شوند. مانند ابوالحسن بنی صدر و خيلیهای ديگر. اساساً در فرهنگ کنونی ماست انگار.

نقد و بررسی گفته های آقای همايون هيچگاه نشان از دشمنی نيست. ما بايد بياموزيم که از ابتدا خشت را درست بگذاريم.

در پايان بگويم که تحريم اقتصادی و فشار همه جانبه به رژيم جمهوری اسلامی بهترين راه است. زيرا اين رژيم به تنهایی هيچگاه کار خيری يا مثبتی را در راستای حقوق بشر انجام نخواهد داد. جمهوری اسلامی را بايد خاکريز به خاکريز به زانو درآورد. زيرا آنها با باج دادن و فروختن ايران دوستانی و حاميانی در سطح جهان دارند.

انتخابات آزاد شايد آنهم شايد. با فشار مستقيم آمريکا صورت گيرد نه سازمان بين الملل. زيرا سازمان بين الملل بارها و بارها رژيم ملايان را به نقض حقوق بشر محکوم کرده است. انگار نه انگار. مگر قتل زهرا کاظمی يادمان رفت؟ حال چگونه اين رژيم می خواهد به انتخابات آزاد يا رفراندوم تن در دهد،جالب است؟! به اميد رهايی هر چه زودتر ايران از چنگال اهريمنان اسلامی و ضحاکان ضد ايرانی. به اميد ايرانی آزاد و دمکراتيک.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آيا بايد با جمهوری اسلامی کنار آمد؟

اين بازی و کشـمکش اتمی ايران تا بکجا بايد کش بيايد؟

نقاط مشترکی ميان جمهوری اسلامی و جهان غرب وجود دارد که سبب می شود به جمهوری اسلامی راه برون رفت از بحران نشان داده شود. در اصطلاح رياضی سياسی بايد گفت منفی در منفی می شود مثبت.

نمونه: شرکتهايی در انگليس، اروپا يا آمريکا وجود دارند که بخاطر سود هنگفت و مشترک با آخوندها علاقه ايی به تغيير رژيم آخوندی ندارند.اين شرکتها همان کارتلهای نيرومندی هستند که میتوانند نمايندگان و رئيس جمهورها کشور خودشان مانند گربه برقصانند. زيرا آنچه شيران قوی پنجه را کند روبه مزاج.
احتياج است احتياج است احــــتــــيــاج .جمهوری اسلامی هم در حراج ثروت ايران برای حفظ حاکميت خود تا بخواهند باج می دهند.

نمونه: در اسرائيل جناح بزرگی وجود دارد که حاضر نيستند يک وجب زمين به فلسطينی ها يا کشور ديگر عربی بدهند. احمدی نژاد هم مخالف صلح است و چريکهای تروريستی را مسلح می کنند. پس بنابراين حرکت ضد صلح آخوندها خود هواداران زيادی در طيف يهوديان در پشت خود دارد. ديديم اسحاق رابين را يک يهودی متعصب کشت.اسحاق رابين رفته بود کار را تمام کند.همين جريان خود 28 سال مستمر به صلح اسرائيل و فسلطين ضربه زد.

نمونه: رژيم اهريمن اسلامی با حرکت منفی خود يعنی برهم زدن امنيت منطقه که خود با همکاری آن نيمه ديگر اهريمن جهان غرب صورت ميگيرد سبب می شود درآمد سرشاری نصيب همان شرکتها و کارتل ها گردد.

 

|+| نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه دوم اسفند 1386  |
 مـــن هــــرگـــز بــــازنـمـيگـــردم!

 

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ ام

از خاكستر اجساد سوخته‌ي‌ كودكانم‌ برخاستم‌ و توفان‌ گشته‌ام

از جويبار خون‌ برادرانم‌ سر بلند كرده‌ ام

از توفان‌ خشم‌ ملتم‌ نيرو گرفته‌ ام

از ديوارها و دهكده‌هاي‌ سوخته‌ كشورم‌ نفرت‌ به‌ دشمن‌ برداشته‌ام

حالا دگر مرا زار و ناتوان‌ مپندارهموطن،

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام

راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بازنميگردم

من‌ ديگر آن‌ زنجير ها را از پا گسسته‌ام

من‌ درهاي‌ بسته‌ي‌ بي‌خبري‌ ها را گشوده‌ام

با نگاه‌ تيز بينم‌ همه‌ چيز را در شب‌ سياه‌ كشورم‌ ديده‌ام

فرياد هاي‌ نيمه‌ شبي‌ مادران‌ بي‌فرزند در گوشهايم‌ غوغا كرده‌ اند

من‌ كودكان‌ پا برهنه‌، آواره‌ و بي‌لانه‌ را ديده‌ام

من‌ عروساني‌ را ديده‌ام‌ كه‌ با دستان‌ حنا بسته،

لباس‌ سياه‌ بيوگي‌ بر‌ تن‌ نموده‌اند

من‌ ديوار هاي‌ قد كشيده‌ي‌ زندان‌ ها را ديده‌ام

كه‌ آزادي‌ را در شكم‌ هاي‌ گرسنه‌ي‌ خود بلعيده‌ اند

من‌ در ميان‌ مقاومت‌ ها، دليري‌ ها و حماسه‌ ها دوباره‌ زاده‌ شدم

من‌ در آخرين‌ نفس‌ ها در ميان‌ امواج‌ خون‌ و در فتح‌ و پيروزي

سرود آزادي‌ را آموخته‌ام

حالا ديگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار

هموطن‌ واي‌ برادر،

من‌ در كنار تو و با تو در راه‌ نجات‌ وطنم‌ همنوا و همصدا گشته‌ام

صدايم‌ با فرياد هزاران‌ زن‌ برپا گشته‌ پيوند خورده‌ است

مشتم‌ با مشت‌ هزاران‌ هموطنم‌ گره‌ خورده‌ است

من‌ در كنار تو و در راه‌ ملتم‌ قدم‌ گذاشته‌ام

تا يكجا بشكنيم‌ اين همه‌ رنج‌ زندگي‌ و همه‌ بند بندگي

من‌ آن‌ نيستم‌ كه‌ بودم

هموطن‌ واي‌ برادر

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام

من‌ راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بازنخواهم گشت!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ميگويند:حرف نزن! ميگوئيم:انسانو به حرف زدن.

ميگويند:حرفت چيست! ميگوئيم:ما روسبك نشماريد.

ميگويند:چرا اذيت ميكنيد! ميگوئيم:ما با كسي دشمني نداريم.

ميگويند:يا منقل.يا سكوت! ميگوئيم:نه منقل . نه سكوت.

ميگويند:ما عادلانه رفتار ميكنيم! ميگوئيم:اگر بود اينهمه اعتراض نبود.

ميگويند:مادرد همه ي مردم را ميفهميم! ميگوئيم:درد مردم.حس كردنيه.

ميگويند:ما براي بهبودي تلاش ميكنيم! ميگوئيم:لااقل يك مثالي بزنيد.

ميگويند:جوانان بايد در سياست باشند! ميگوئيم:پس اينهمه زنداني سياسي چيه.

ميگويند:سياست را ما تعريف ميكنيم! ميگوئيم:سياست تعريف ندارد.

ميگويند:جوانان بايد در عرصه باشند! ميگوئيم:جوانان را بهاء نميدهيد.

ميگويند:ما به آباداني مي انديشيم! ميگوئيم:پس چرا اينهمه ويراني.

ميگويند:ما زندان سياسي نداريم! ميگوئيم:پس چرا دوستانمان را مي گيرند.

ميگويند:زنداني سياسي نداريم! ميگوئيم:چرا با كلمات بازي ميكنيد.

ميگويند:شما حرفتان را بزنيد! ميگوئيم:فضاي آن موجود نيست.

ميگويند:ما آزادي بيان داديم! ميگوئيم:پس چرا سايتهايمان را مي بنديد.

ميگويند:به مقدسات توهين ميكنيد! ميگوئيم:فقط جدايي دين از سياست.

ميگويند:سياست ما عين ديانت ماست! ميگوئيم:در دين اثري از محدوديت نيست.

ميگويند:ديانت ما عين سياست ماست! ميگوئيم:پس چرا اينقدر تفاوت و تبعيض.

ميگويند:شعار ما اشتغال زائيست! ميگوئيم:پس چرا كارگران از آينده مي ترسند.

ميگويند:جوانان كشور! ميگوئيم:جوانان فقط دانشجويانند.

ميگويند:ايراني در جهان ارزش دارد! ميگوئيم:پس چرا ما رو تروريسم ميخوانند.

ميگويند:ما حرفهاي بسيار داريم! ميگوئيم:لااقل كمي هم بشنويد.

ميگويند:بسه ديگه.خيلي بي ادبيد! ميگوئيم:هر چي بگيم فايده ندارد

باشد كه روزگاري فرا رسد و معني آزادي بيان براي همگان مشخص گردد.

اميدوارم از گفت و شنودها پيامي دريافت كرده باشيد.

|+| نوشته شده توسط نگار در پنجشنبه دوم اسفند 1386  |
 شجریان در بیمارستان بستری شد
محمدرضا شجریان از ساعت 13 امروز به علت ناراحتی ریوی به اتاق عمل بیمارستان کسری رفت.

محمد رضا شجریان امروز به علت ناراحتی ریوی به بیمارستان کسری رفت و از ساعت 13 تحت عمل جراحی قرار گرفت.
بنا به این گزارش، اگر بیهوشی بعد از عمل طول نکشد شجریان امروز به بخش منتقل می‌شود.
محمدرضا شجریان چند سال پیش نیز بیماری کلیه داشت که با جراحی درمان شد.
پزشک محمدرضا شجریان گفت: وضعیت ایشان زیاد حاد نیست و ناراحتی ریوی ایشان با جراحی رفع می‌شود
|+| نوشته شده توسط نگار در جمعه بیست و ششم بهمن 1386  |
 حلق ‌آویز دختر و پسر جوان در باغات محمودآباد قزوین

 

یکشنبه 20 آبان ماه سال 1386

دختر و پسر جوانی که با مخالفت خانوادهایشان در ازدواج مواجه شده بودند، در باغات محمودآباد قزوین خود را حلق آویز کردند.

به گزارش ایسنا، شامگاه روز دوشنبه در پی تماس شهروندان با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 مبنی بر حلق‌آویزی دو تن داخل باغات این شهر، ماموران آگاهی و کلانتری 21 محمودآباد در محل وقوع حادثه حاضر شدند.

بر اساس بررسی‌های ماموران پلیس آگاهی قزوین، «یاسین» 23 ساله و «لیلا» 18 ساله از مدت‌ها قبل به یکدیگر علاقه‌مند بوده، ولی خانوادهایشان حاضر به وصلت نشده بودند.

گفتنی است: این دو جوان در اقدامی تلخ و تاسف‌بار با استفاده از طناب با فاصله‌ یک متر از یکدیگر، دفتر زندگی خود را برای همیشه بستند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک فعال حقوق بشر به 15 ماه حبس محکوم شد

دوشنبه 21 آبان ماه سال 1386

بنا بر گزارشات رسیده کیوان رفیعی دبیرکل مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پس از تحمل 17 ماه بازداشت صبح امروز توسط شعبه 13 دادگاه انقلاب با ابلاغ حکمی به 15 ماه حبس تعزیری محکوم گشت .

کیوان رفیعی که در 18 تیر ماه سال 85 بدون دلیل قانونی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده بود توسط دادگاه انقلاب صرفا به جرم شرکت در تظاهرات روز دانشجو و روز کارگر به اتهام تشویش اذهان عمومی به تحمل 15 ماه حبس محکوم گشت.

نامبرده از سایر اتهامات وارده به علت فقدان مدارک موجود علیرغم فشار دستگاه امنیتی تبرئه شد. با این وجود انتظار می رود وی طی روزهای آتی از زندان آزاد شود .

کیوان رفیعی در حالی به جرم شرکت در تظاهرات روز دانشجو در سال 84 و روز کارگر در سال 85 محکوم می شود که هیچ فردی تا کنون به دلیل شرکت در اینگونه تظاهرات به حبس محکوم نگشته است و حکم مزبور صرفا جهت خالی نبودن عریضه از سوی دادگاه انقلاب صادر گشته است .

فعالان حقو ق بشر در ایران حکم صادره دادگاه انقلاب را محکوم می کند و آنرا اقدامی در جهت جلوگیری از فعالیت حقوق بشری در ایران می داند .

|+| نوشته شده توسط نگار در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |
 سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی؛ نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم

 

فاجعه‌ای که در تابستان 67 اتفاق افتاد همچون کابوس وحشتناکی گریبانمان را گرفته است، با ما زندگی می کند و ما را رنج می دهد. زنده است چون یاد و خاطره یاران و عزیزانمان در ما زنده است. رنجمان می دهد چون به هیچ وجه نمی توانیم آنرا به فراموشی بسپاریم. درباره آن بارها نوشته‌ایم اما بازهم می نویسیم. بارها تکرار کرده ایم و بازهم می کنیم تا این نسل کشی فراموش نشود.

ما که فراموش نمی کنیم اما آنان را که کوشش دارند با گرد تاریخ فجایع خویش را بپوشانند، سعی می کنیم تا ناکامشان کنیم؛ آنان که همه چیز را شامل مرور زمان می کنند و می گویند حکم به ماسبق نمی توان کرد، هم آنان را در این تکرارها بر زمین می زنیم، کرده هایشان را به پیش چشمانشان می کشیم تا جهان بداند که بر ما چه رفته است.

نه، نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم. دادخواهیم. ده باره و صدباره و هزارباره فریاد می زنیم. در هر کوی و برزن چه با صدای بلند و چه پچ پچ کنان تکرار می کنیم. یاد این جنایت بزرگ هرگز نبابد از خاطر برود. خون جوانان این مرز و بوم دستهای کسانی را رنگین کرده است، صاحبان دستها را به پای میز محاکمه خواهیم کشاند حتا اگر روزها و سالهای زیادی بگذرد. یکبار و برای همیشه باید سزای خونریزی را به جباران بچشانیم. باید تاوان جانهای عزیزی که بیگناه پرپر شدند را بپردازند. داد می خواهیم.

بر ما بیدادی رفته است بسیار عظیم. بیدادگران را هر کجا که مخفی شده باشند از سوراخهایشان بیرون خواهیم کشید. نصایح دایه های دلسوزتر از مادر را هم به گوش نخواهیم گرفت. زیرا آنانکه در اوج قدرت دست تعدی به سوی بیگناهانی که دربند ستمشان اسیر بودند دراز کردند، باید بدانند که روزی آن دستها را به جرم هتک حرمت انسانهایی شرافتمند، به جرم دست درازی به شرف و حیثیت انسانی، به جرم پایمال کردن وجدان انسانی، در انظار هزاران چشم برای تظلم خواهی به بند خواهیم کشید. تا هر زمان که طول بکشد، تکرار می کنیم و باز می گوییم، چون داد می خواهیم اینهمه بیداد را!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شرح وقایع شکنجه های قرون وسطایی بر سه دانشجوی پلی تکنیک

این گزارش شرح وقایع ایست که بر سه تن از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر آقایان مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری در پشت درب های بسته بازداشتگاه 209 اطلاعات گذشت و نهایتا این افراد را مجبور به پذیرش اتهامات ناروا نمود می باشد.

نظر به اینکه این افراد از تمامی راهکارهای قانونی برای استیلای حقوق انسانی خود و رسانیدن صدای مظلومیت خود به مسئولان ذیربط استفاده نمودند و متاسفانه به دلیل عدم توجه مسئولان و بلاخص اظهارات اخیر علیرضا آقایی رئیس دادگستری، این مجموعه را بر آن داشت تا مدعیات این افراد را که به کمیته به اصطلاع حقیقت یاب قوه قضائیه نیز گفته شد و یک واکنش حقیقی را نیز در پی نداشت جهت تنویر افکار عمومی منتشر نماید.

شکنجه و فشارهای روحی و روانی در پرسه بازجویی :

1- استفاده از چشم بند به استثنای لحظات حضور در سلول انفرادی حتی برای رفتن به حمام و دستشویی نیز می بایست از چشم بند استفاده می کردیم . در تمام طول بازجویی ها نیز چشم بند روی چشم بود و در حین نوشتن تنها به اندازه یکی دو انگشت اجازه داده میشد چشم بند را به طرف بالا بکشیم و از زیر چشم بند صفحات بازجویی را پاسخ دهیم.

2- نگهداری در سلول چهار پنج متر مکعبی که نور کافی در آن وجود نداشت این سلول به دلیل کوچکی ، امکان هیچگونه تحرکی در آن وجود نداشت و فقط با یک لامپ کم نور به صورت شبانه روزی روشنایی اندکی ایجاد می کرد که به علت دراز مدت حضور در سلول موجب کاهش بینای شده است

3- عدم تماس با خانواده و یا هر گونه ارتباط دیگر و ممانعت از اطلاع بازداشت و حضور در بند امنیتی 209 تا 25 روز ( مجید توکلی )

4- طرح موارد بی ارتباط به پرونده و ایجاد ترس و هراس و بیان تهدید دیگران و تهدید به اعدام و فضا سازی های مرتبط برای باور پذیری این تهدیدات

5- آزاد کردن و مشایعت تا بیرون درب 209 و بازگرداندن مجدد به سلول انفرادی ( احمد قصابان )

6- قرار دادن فرد بین اعتراف و آزادی دوستان در برابر پایداری و شکنجه دوستان

7- عدم رسیدگی مناسب پزشکی و یا بی توجهی نسبت به برخی موارد پزشکی از زندانی در مورد اعتصابات نیز چنان بی توجهی صورت گرفت که وضعیت و شرایط بحرانی ایجاد شد ( مجید توکلی ) و این در حالی است که در شرایط اعتصاب غذا احتیاج به مراقبت بیشتری وجود دارد .

8- تلقین اتفاقات ناگوار یا تعریف تهدیدات بیان مکرر از زبان نگهبانان با تحریک برنامه ریزی بازجو

9- حرکت به صورت نشسته بر روی زمین در مسافت های طولانی و یا بالا و پائین رفتن از پله ها ( اصطلاحا پا مرغی )

10- بیان تهدیداتی شامل بر اخراج پدر و برادر از محل کار و یا برادر و خواهر از محل تحصیل با ارائه مدارک اخراج

11- نگهداشتن به مدت طولانی در اتاق بازجویی و در وضعیت انتظار و اضطراب شدید بدون مراجعه بازجو

12- ایستادن مستمر و طولانی بیش از 8 ساعت حین بازجویی بویژه بمنظور جلوگیری از خواب و بازجویی های طولانی ( مجید توکلی و احسان منصوری )

13- فضا سازی در مورد بروز حوادث ناگوار برای اعضای خانواده و پخش صدای ضربان قلب در طول شب در سلول ( احمد قصابان ) و ایجاد زوزه های ممتد و ناله های خاص در طول شب

14- انجام تنبهاتی چون نشستن و برخواستن پی در پی ، ایستادن بر یک پا و نگهداشتن دست در بالای سر جهت خلاصی از بازجویی های فنی و ضرب و شتم شدید

15- بیان حضور مادر و وابستگان نزدیک و دوستان در زندان و شنیده شدن صدای گریستن یک زن از محلی در اتاق بازجویی به شکلی که ادعای حضور مادر را تائید نماید .

16- انجام بازجویی های خاص و ویژه ی به نام بازجویی های فنی که در آن چند بازجو به صورت همزمان ( معمولا بیش از سه نفر ) با کشیدن ، هول دادن ، فریاد زدن در گوش، ضربات مشت و لگد و سوالات متعدد و متنوع به منظور آزار و اذیت . این بازجویی نتیجه ای جز از حال رفتن نداشت و احتمالا قصد اخذ مطلب در این مورد بازجویی وجود نداشته است و فقط جهت همکاری در بازجویی عادی از این روش استفاده میشده است ( مجید توکلی )

17- شکنجه دوستان در نزدیکی محل بازجویی به طوری که صدای ضرب و شتم به وضوح شنیده میشد و حتی مواردی معدود حضور در شکنجه یکی از دوستان و پذیرش اتهامات به منظور جلوگیری از ادامه شکنجه ( حضور احمد قصابان در صحنه شکنجه مجید توکلی ) در برخی از موارد چون شنیدن صدای کوبیده شدن سر دوستان به دیوار بسیار سخت بود .

18- تهدید و بازداشت اعضای خانواده و دوستان به منظور اخذ اطلاع و ایجاد فشار

19- تحقیر و توهین و گفتن ناسزا به طوری که روال عادی بازجوها شده بود

20- بیان الفاظ رکیک و توهین های مکرر بویژه نسبت به پدر و مادر ( در مورد مجید توکلی بیشتر بوده )

21- تهدید به استفاده از ابزار و آلات غیر معمول بمنظور شکنجه از جمله شیشه نوشابه و تخم مرغ آب پز و یا تهدید به تجاوز چه توسط بازجو ها و چه از طریق قرار دادن در بند های خاص که بازجو عنوان می کرد .

22- ضرب و شتم شدید در هنکام بازداشت و شدیدترن برخورد های ممکن در حین انتقال به زندان ( احسان منصوری )

23- ضرب و شتم شدید ، ضربات سیلی به صورت و پشت گردن و فرق سر به تعداد زیاد طوری که آثار کبودی به وضوح در این موضع های بدن کاملا مشهود بود همچنین ضربات مشت ، فرق سر و پیشانی ، بازوها و لگد به پاها ، سینه و شکم به طوری که گاه در حین بازجویی زندانی از حال رفته و بر زمین می افتاد کوبیدن سر به دیوار و پرت کردن زندانی که در اوج اعصبانیت بازجو صورت می گیرد.

24- گرفتن مو و بلند کردن از روی زمین و زدن مشت و سیلی های متوالی به صورت و پرت کردن روز زمین و تکرار این کار ( مجید توکلی )

25- قرار دادن پا بر روی انگشتان دست و پا و یا قرار دادن زانو بر روی کمر و فشار شدید بر روی زندانی و همچنین قرار دادن ابزاری چون خودکار در بین انگشتان دست و فشار به دست که گاه به علت زخمهای ایجاد شده در دست عفونت شدید در انگشت ایجاد میشد که عامل آن بیشتر قرار گرفتن کفش کثیف بوده است ( احمد قصابان عفونت انگشت دست )

26- قرار دادن پا بر روی سر و صورت پس از اینکه به واسطه شدت ضربات بر روی زمین افتاده و گاه در حین این عمل چنان رفتارهای زننده ای صورت میگرفت که مثلا کفش کثیف روی صورت کشیده میشد که ادامه بازجویی ممکن نبود و برای تمیز کردن سر و صورت به دستشویی رفته تا سر و صورت شسته شود ( مجید توکلی )

27- بیدار کردن ناگهانی از خواب و انتقال ب حالت دو ( دویدن ) همراه با بازجویی و ضرب و شتم شدید که گاه منجر به بروز رعشه های ممتد و طولانی ، لرزش و عدم تکلم می گردید که با خوابانیدن و خوراندن آب ، چایی ، شکلات ، عسل سعی در کنترل این وضعیت میشدند ( مجید توکلی )

28- در طول بازجویی گاه شدت ضربات و ضرب و شتم به حدی میرسید که به طور مکرر فرد از حال رفته و با آب و مواد شیرین به هوش می آمد و این امر گاه در طول یک بازجویی چند بار تکرار میشد .

29- طولانی شدن بازجویی و ممانعت از خوابیدن که گاه این بازجویی های طولانی و بدون وقفه 36 ساعت ( مجید توکلی ) و حتی 48 ساعت ( احسان منصوری ) نیز میرسید ولی بازجویی ها 12 تا 14 ساعت بیشتر طول نمیکشید .

30- بی توجهی به زخم های ایجاد شده موجب عفونت میشد که در این موارد توسط بهداری جراحی صورت میگرفت ( احمد قصابان ) و یا این بی توجهی ها نسبت به آسیب دیدگی های مفاصل و عضلات بود که مهم نشستن و ایستادن طولانی بود با این وجود فرد مجبور به نشستن و یا ایستادن طولانی می کردند ( مجید توکلی )

31- پس از ضرب و شتم های صورت گرفته همیشه حداقل یک ساعت و گاه تا 4 ساعت در اتاق بازجویی فرد نگه داشته میشد و برخی آثار مشهود تر از بین برود و یا در مقابل خونریزی های دهان و لب نیز سریعا در هر مقطع از بازجویی که بود سریعا به دستشویی و کاملا دهان شستشو داده میشد ( مجید توکلی ) در مورد لباس نیز تلاش برای تمیز کردن آن قبل از مراجعه به سلول صورت میگرفت .

32- استفاده از صندلی برای ایجاد ضربات شدید ( مجید توکلی )

33- استفاده از ابزار نوک تیز چون کلید برای فشار به بدن بویژه سر

34- استفاده از شلاق ( احمد قصابان) و تهدید به اخذ حکم تعزیر ( شلاق ) از قاضی

35- نبود شرایط مناسب بهداشتی از جمله کثیف بودن موکت کف اتاق و عدم وجود آب شرب و اجبار در استفاده از آب لوله کشی 209 که آب چاه می باشد .

36- قطع تلفن و ملاقات پس از اجازه آن توسط قاضی ( پس از دو ماه از بازداشت این اجازه داده شد ) در هر برهه ای که بازجوها می خواستند به منظور فشار

37- انتقال به سلول انفرادی پس از انتقال به سوئیت جهت فشار و اخذ مطالب جدید

38- حضور بازجوو یا نگهبان واسطه سیستم اطلاعاتی حین تماس های تلفنی ( 10 دقیقه در هفته ) علاوه بر ضبط مکالمه جهت قطع تماس در صورت تمایل و همچنین حضور این افراد در ملاقات های 20 دقیقه ای که هفتگی بود البته در نیمه دوم حضور در 209 اجازه تلفن و ملاقات داده شد که به دلایل مختلف نیز از انجام آنها در برهه هایی ممانعت به عمل می آمد.

|+| نوشته شده توسط نگار در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |
 شیرین عبادی تحت پیگرد قانونی قرار گرفت

 

جمعه 2 شهریور ماه سال 1386

خبرگزاری رویترز در گزارشی از نیویورک نوشت شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳(‬میلادی)، روز پنجشنبه به دلیل نقض توافقی برای انتشار یک کتاب، از سوی همکارش تحت پیگرد قانونی قرار گرفت.

به گزارش ایرنا بنابراین گزارش، در ادعانامه "شهیر شهیدثالث" تحلیلگر سیاسی، آمده است که عبادی با نگارش مشترک کتاب "دشمن سودمند" موافقت کرده بود اما اکنون به توصیه ناشرش- انتشارات "رندام هاس"- که نگران بود این کتاب به فروش سایر آثار وی در آینده زیان رساند، از این کار سر باز زده است.

شهیدثالث در این دادخواست که تسلیم دادگاه فدرال مانهاتان شد، از عبادی درخواست ۱/۳میلیون دلار غرامت کرده است.

وی گفته‌است که بیش از یک سال کارش روی کتاب مذکور به هدر رفته است چرا که بدون شهرت عبادی، به عنوان یک وکیل و فعال حقوق بشر، فروش نخواهد کرد.

انتشارات رندام هاس در مه ۲۰۰۶زندگینامه عبادی به قلم خود وی را در کتابی با عنوان "بیداری ایران: خاطرات انقلاب و امید" چاپ کرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی از این واقعه، شهیدثالث را شهروند کانادایی که در تورنتو زندگی می‌کند، معرفی کرد و نوشت که همسر وی، به نام فرانک شکوری، نیز در این کار همکاری داشته‌است.

|+| نوشته شده توسط نگار در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386  |
 آیا می دانید ؟

آیا می دانید نخستین مردمانی که اسب رام شده را به جهانیان هدیه کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که حیوانات خانگی را آموزش دادند و جهت بهره مندی از آنان استفاده کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که مس را کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهراختراع کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که ذوب فلزات را آغاز کردند ایرانیان بودند( در شهر سیلک در اطراف کاشان امروزی)
آیا می دانید نخستین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که سکه را در جهان ضرب کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که کشتی را ساختند ایرانیان بودند(به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی)
آیا می دانید نخستین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی تشکیل شد( با 115 سرباز)
آیا می دانید نخستین مردمانی که حروف الفبا را ساختند (در7000 سال پیش)مردم جنوب ایران بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که شیشه را کشف کردند و از آن برای منازل استفاده کردند ایراینان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که برای سنجش از مقیاس بهره جستند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که به کرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند
آیا می دانید نخستین مردمانی که قاره آمریکا را کشف کردند ایراینان بودند و کریستف کلمب و واسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهای ایرانی که در کتابخانه واتیکان بوده به فکر قاره پیمایی افتادند(کاشف قاره امریکا : خیام ، قرن 6_5)
آیا می دانید کلمه شاهراه از راهی که کورش کبیر بین سارد پایتخت کارون و پاسارگاد احداث کرد گرفته شده است
آیا می دانید کورش پس ازفتح بابل به معبد مردوک رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد که بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری کرد
آیا می دانید نخستین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط کورش کبیر درشوش جهت آموزش فن وهنرساخته شد
آیا می دانید دیوار چین با الگوبرداری از دیواری که کورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد
آیا می دانید نخستین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد
آیا می دانید کمبوجیه فرزند کورش بدلیل کشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز چهل و دوم از آغاز بهار، 525 سال قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و به دلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان می دهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود
آیا می دانید داریوش کبیر با مشورت تمام بزرگان ایالت های ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران را برسر نهاد و برای همین مناسبت دو نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
آیا می دانید داریوش کبیر طرح آموزش عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعدها خط پهلوی نام گرفت . ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید
آیا می دانید داریوش در پاییز و زمستان 518 - 519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغذ آورد
آیا می دانید داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

|+| نوشته شده توسط نگار در شنبه سیزدهم بهمن 1386  |
 بيانيه سازمان دگرباشان جنسي ايران به مناسبت روز جهاني حقوق بشر

پنجاه و هشتمين سالگرد منشور جهاني حقوق بشر سازمان ملل متحد را در زماني گرامي مي داريم كه مردم در كشور هاي مختلف از حقوق پايه اي بشري بي بهره اند .دوستان ما در سرزمين هايي زندگي مي كنند كه دولت هاشان از امضاء كنندگان اين منشور وملت هاشان قرباني نقض اصول آنند .اين تضاد به همين جا خاتمه نمي يابد بلكه قربانيان نقض منشور خود در بعد ديگري از اجتماع ناقض حقوق قشر ديگري اند .ستم اصلي بر زندگي آناني سايه انداخته است كه نه تنها توسط دولت ها از حقوق قانوني خود محروم مي گردند .بلكه خانواده.اجتماع.قانون.شرع و ....نيز حقوقشان را به رسميت نمي شناسند.بارهاي بيشتري بايد به خود خاطر نشان كنيم كه حقوق بشر متعلق به يك قشر خاص نيست.متعلق به تك تك انسانهاست.

سازمان دگر باشان جنسي ايران در روز جهاني حقوق بشر به كليه تبعيض هايي كه بر پايه رنگ.نژاد.جنسيت.گرايش جنسي .مذهب و عقيده سياسي بر انسانها تحميل مي شود اعتراض كرده وبه سهم خود در راه اجراي اصول منشور جهاني حقوق بشر وگسترش آن تلاش مي كند زيرا حقوق بشر متعلق به ماست وهمگان بايد براي به دست آوردن وبه رسميت شناختن آن تلاش كنند .بديهي است كه رعايت حقوق ما در گرو رعايت حقوق ديگران است .

سازمان دگر باشان جنسي ايران علاوه بر اعتراض به وضعيت همجنسگرايان .دوجنسگرايان و دگر جنسگو نگان ايراني به شرايط دگر باشان جنسي در عراق .اوگاندا.زيمبابوه.پاكستان.افغانستان.عربستان سعودي .امارات متحده عربي .كامرون و ...نيز اعتراض مي كند واز سازمان ملل متحد و شوراي جديد حقوق بشر مي خواهد تدابيري صلح جويانه براي گسترش حقوق بشر وبرابري انسانها در كليه كشورها اتخاذ نمايد. همچنين از كليه سازمانهاي مدافع حقوق بشر مي خواهد كه تمام اقشار يك جامعه را مشمول حمايت خود بدارند .

آرشام پارسي

دبير كل سازمان دگرباشان ايراني

www.pglo.net(www.irqo.net)

 

|+| نوشته شده توسط نگار در شنبه سیزدهم بهمن 1386  |
 فریاد حق طلبی

يكشنبه ۱۳ اسفند ١٣٨٥– سی و هشت تن از فعالان جنبش زنان امروز در پی برگزاری تجمعی مسالمت‌آميز در مقابل دادگاه انقلاب در تهران دستگير شدند. اين تجمع در اعتراض به دستگيری و محاكمه تنی چند از اعضای جنبش زنان برگزار شد.
تجمع كنندگان پلاكاردهايی را، برای اعلام همبستگی با ٥ تن از اعضای جنبش زنان كه به دليل شركت در تجمع مسالمت آميز خرداد ماه گذشته جهت محاكمه به دادگاه احضار شدند، با خود حمل ميكردند كه روی آن نوشته شده بود: "طبق اصل ٢٧ قانون اساسی تجمع مسالمت آميز قانونی است. ما هم در تجمع مسالمت آميز ٢٢ خرداد شركت داشتيم".
سازمان دهندگان دو كمپين "قانون بی‌سنگسار" و " يك ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز" در بين دستگير شدگان امروز در برابر دادگاه انقلاب هستند.
شما می‌توانيد برای كمك به آزادی فعالان جنبش زنان در ايران با انجام اقدامات زير ما را همراهی كنيد:

سازمان دهندگان دو كمپين "قانون بی‌سنگسار" و " يك ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض‌آميز" در بين دستگير شدگان امروز در برابر دادگاه انقلاب هستند.
شما می‌توانيد برای كمك به آزادی فعالان جنبش زنان در ايران با انجام اقدامات زير ما را همراهی كنيد:

-
با امضا كردن پتيشن آن لاين در سايت ميدان:

http://meydaan.org/petition.aspx?cid=52&pid=11

با هر امضای شما نسخه‌ای ازپتيشن به دفتر محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه و غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس شورای اسلامی فرستاده می‌شود.

-
با اطلاع رسانی:

لطفا به دوستانتان اطلاع دهيد و از آنها بخواهيد كه از كمپين برای آزادی فعالان جنبش زنان در ايران حمايت كنند.

-
با نوشتن و فرستادن نامه:

شما می‌توانيد مستقيما به مقامات ايرانی، از جمله محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه و غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی نامه بنويسيد.

در نظر داشته باشيد كه بهتر است در كنار فرستادن فكس و يا ای ميل به ايران، نامه خود را به سفارتخانه‌ها و نمايندگی‌های جمهوری اسلامی ايران در كشورتان نيز ارسال كنيد.

آدرس نمايندگی‌ها و سفارتخانه ها را ميتوانيد در سايت زير پيدا كنيد:

http://www.salamiran.org/content/index.php?option=com_content&task=view&id=220&Itemid=324



اين دادخواست فرستاده می‌شود به:

محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه
غلامعلی حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی


موضوع دادخواست:
فراخوان برای در خواست آزادی بی قيد وشرط مدافعان حقوق زنان كه در تاريخ ١٣ اسفند ١٣٨٥ دستگير شدند

متن دادخواست:
ما، امضا كنندگان زير، نگرانی عميق خود را نسبت به آزار، پيگرد و بازداشت مدافعان حقوق زنان در ايران اعلام ميداريم. ما بويژه از دستگيری ٣٨ تن از فعالان زنان در روز ١٣ اسفند ١٣٨٥ در تهران در خلال يك تجمع مسالمت اميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی نگران و هراسانيم. علاوه بر آن خبر به كار گيری خشونتهای بی سبب و غير موجه توسط پليس امنيت ملی عليه تجمع‌كنندگان كه منجر به وارد آمدن آسيبهای جسمانی به آنان شده، موجب نگرانی جدی است.

طبق ماده ٢٧ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران اعلام می‌دارد كه " تشكيل اجتماعات و راهپيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است". اين زنان با تجمع مسالمت آميز خود در صدد اعلام همبستگی با ٥ تن از اعضای ديگر جنبش زنان بودند كه برای حضور در يك تجمع آرام در خرداد ٨٥ محاكمه ميشدند.

ما خواستار امنيت، سلامت و آزادی بی قيد و شرط همه افراد دستگير شده، در تجمع مسالمت آميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی در تاريخ ١٣ اسفند ١٣٨٥در تهران ، از جمله افرادی كه در ذيل اسمشان آورده شده ، هستيم.

نوشين احمدی خراسانی- پروين اردلان- ناهيد كشاورز- محبوبه حسين زاده- محبوبه عباسقلی زاده- نيلوفر گلكار- پرستو دوكوهكی- مريم ميرزا- مريم حسين خواه- ناهيد جعفری- مينو مرتاضی- فاطمه گوارايی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژيلا بنی يعقوب- ناهيد انتصاری-آسيه امينی- شادی صدر- ساقی لقايی- ساغر لقايی- الناز انصاری- سارا ايمانيان- جلوه جواهری- زارا امجديان- زينب پيغمبرزاده - نسرين افضلی- مهناز محمدی- سميه فريد- فريده انتصاری- رضوان -مقدم- سارا لقمانی

|+| نوشته شده توسط نگار در شنبه سیزدهم بهمن 1386  |
 اعلامیه جهانی حقوق بشر

متن اعلاميه جهانی حقوق بشر

اعلاميه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسيده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکيل می دهد که مسئوليت ساخت آن بر عهده سازمان ملل متحد است.

ديباچه

از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛

از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد ، و از ترس و فقر فارغ باشند ، عالی ترين آرزوی بشر اعلام شده است ؛

از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد ؛

از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت ها بايد تشويق شود ،

از آن جا که مردمان ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند ؛

از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند ؛

از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ؛

مجمع عمومی

اين

اعلاميه جهانی حقوق بشر

را آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين هايی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمين کنند.

ماده ی 1

تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.

ماده ی 2

هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.

ماده ی 3

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده ی 4

هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است.

ماده ی 5

هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقير آميز قرار گيرد.

ماده ی 6

هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده ی 7

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه ی حاضر باشد ، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد ، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.

ماده ی 8

در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه ی مؤثر به دادگاه های ملی صالح را دارد.

ماده ی 9

هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد کرد.

ماده ی 10

هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی ، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد ، تصميم بگيرد.

ماده ی 11

1 ) هر شخصی که به بزه کاری متهم شده باشد ، بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تأمين شده باشد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

2 ) هيچ کس نبايد برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، درباره ی کسی اعمال نخواهد شد.

ماده ی 12

نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله ها و حمله هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.

ماده ی 13

1 ) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزيند.

2 ) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خويش بازگردد.

ماده ی 14

1 ) در برابر شکنجه ، تعقيب و آزار ، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.

2 ) در موردی که تعقيب واقعاً در اثر جرم عمومی و غير سياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف ها و اصول ملل متحد باشد ، نمی توان به اين حق استناد کرد.

ماده ی 15

1 ) هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.

2 ) هيچ کس را نبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.

ماده ی 16

1 ) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محديتی از حيث نژاد ، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

2 ) ازدواج حتماً بايد با رضايت کامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.

3 )